X
تبلیغات
رایتل

خودنویس

... خودنویس یعنی دنیای واقعی فردا با بودن در مجاز امروز به شرط آنکه واقعی بمانی....

بگو که جان عزیزم زدست برفت خدا را
                     ز لعل روح افزایش بخش آنکه تو دانی
                                          من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست 
                                                                   تو هم ز روی کرامت بخوان چنانکه تو دانی
با عصبانیت رو کرد بهم و گفت :‌ دیدن و حرف نزدن هم حدی داره !
خیلی وقت ها میشه که آدم ها خیلی مسائل رو می بینن اما قادر به گفتن و تشریح کردن اون ها نیستن ! با تعجب گفتم : چی حدی داره ؟ گفت : این که ببینم و هیچی نگم ! گفتم : مثلا چی دیدی که با نگفتنش خونت به جوش اومده ؟ گفت : هر چی که تو نمی بینی یا بهتره بگم  هر چی که تو دوست نداری ببینی . استکان رو دور خودش چرخوندم و با عصبانیت گفتم : دیدن و حرف نزدن هم حدی داره ! نگاهم کرد و گفت : چی حدی داره ؟ گفتم : اینکه ببینم و هیچی نگم ! گفت : تو چی دیدی که با نگفتنش اینقدر یه دفعه عصبانی شدی؟ گفتم : دارم می بینم که ......
ندیدم اون چیزهایی رو که تو دیدی
دیدی تمام اون چیز هایی که من ندیدم
ندیدم حرف زدن هایت را درخلوت گلایه ها
دیدی حرف زدن هایم را در جمع تمام گلایه ها
ندیدم نگاهی را که از روز اول بدون منت نگاه  کرد
دیدی نگاهی را که از روز اول بدون منت معنا نداشت
ندیدم نعمتی را که بدون هیچ منتی در اختیارم داشتم
دیدی نعمتی را که بود در اختیارم اما بی منت نمی پذیرفتم و
ندیدم تمام اون چیزهایی که مدت ها تو می دیدی و از ندیدن های من می رنجیدی و دم نمی زدی ! خب ببینم با این همه دیدن و دم نزدن جای عصبانی شدن نداره ؟! خندید و گفت : نه ! چون تو تموم اونهایی رو که گفتی ندیدی درست اما من هم ندیدم  که تو نمی بینی !  اما تو دیدی تمام اون چیز هایی رو که من می دیدم و تو نمی دیدم !
               آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
                                                           بر جای بد کاری چو من ، یکدم نکوکاری کند
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 خرداد 1383ساعت 09:32 ق.ظ توسط صدر | 15 نظر|